أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

363

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سلطان مصر در اين باره او را سرزنش كرد و وى پاسخ داد : من آنها را احتكار نكردم ، بلكه براى خودم و سپاهم خريدم ، اما وقتى نياز مردم را ديدم اقدام به فروش آنها كردم . « 1 » در سال 820 برخى از اشراف اقدام به شورش كردند و حكومت برخى از عموزادگان او را اعلام نمودند . چيزى نمانده بود كه در جدّه به پيروزى برسند ، اما حسن به سرعت وارد عمل شد و آنان را ناكام گذاشت . « 2 » در همين دوره بود كه بركاتْ فرزند وى از مصر به مكه آمد و با پدرش در ادارهء آن مشاركت كرد . « 3 » زمانى كه برخى از ساكنان مناطق قيَم ، « 4 » وجه ، عقيق ، ليه ، و جبل سكارى در نواحى طائف از پرداخت مالياتى كه شريف حسن به آنچه از آنان در سال 821 مىگرفت افزوده بود ، ممانعت كردند ، اقدام به نبرد با آنان كرد و برخى از املاك و قلعه‌هايشان را تخريب نمود . در بازگشت از راه نخلة اليمانيه ، و زيمه ، سوله و خيفِ بنىعمير ، « 5 » برگشته از آنجا به وادى مر آمد و با عموم قبايلى كه در آن نواحى تردد مىكردند براى پرداخت خراج مصالحه كرد . زمانى كه چراكسه از برخوردهاى تند وى با مخالفانش مطلع شدند ، به دشمنى با وى پرداختند ، اما باز از او راضى گشتند . ابن فهد مىنويسد : مؤيد ، سلطان مصر نامه‌اى به ناصر سلطان يمن فرستاد و از دشمنىاش با شريف حسن و رضايت بعدىاش از او ياد كرد و از ناصر هم خواست تا همان رضايت را از او داشته باشد . از جملهء نكات لطيف در

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، سنجارى . ( در مظان بحث از حسن بن عجلان ، اين مطلب يافت نشد ) . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . لقيم همان وادى عقيق در طائف است تا برسد به مليساء . به آن لقيم اعلى هم گفته مىشود . قدرى كه پايين‌تر برود ، به آن لقيم اسفل گويند . اما وقتى وادى لقيم گفته مىشود شنونده گويى چنان مىشنود كه وادى القيم . ( يعنى وادى قيم ) . ( 5 ) . نامش زباره است و گاه وادى زباره گفته مىشود كه بعد از دو نخله است . بنوعمير هم تيره‌اى از هذيل هستند كه‌تاكنون در آنجا مىزيند ( عاتق ) .